علي بن حسين انصارى شيرازى

327

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

دويم خدر و سكته آورد و گاه باشد كه بكشد و اگر نكشد هيضه و عسر البول احداث كند و چون بسيار خورده باشد و وى دشوار هضم شود و نوع كشنده ضيق النفس و عرق سرد آورد و گاه باشد كه در روز بكشد و آن در موضعهاى عفن يا در موضعى كه مقام گزندگان بود يا در شيب درختان زيتون رويد و مصلح وى آنست كه مسلوق كرده يا كمثرى تر و خشك بخورند كه بخاصيت دفع مضرت وى بكند و شراب سخت بر سر آن خورند و معالجهء كشنده وى به مقطعات كنند مانند سكنجبين و فودنج در مخزن الادويه مىنويسد : فطر بكسر فا و بضم نيز آمده به فارسى سماروغ و شما و بسريانى فطرياثا و برومى موكوطيس و بهندى پهين‌چهنر و بيونانى اونطريثا نامند و ديسقوريدوس در ثالثه قنطس و در رابعه موقوطيس ناميده است و آن نباتيست كه در زمينهاى نمناك و عقب بارشها مىرويد به شكل نصف بيضه مرغ كه منكوس باشد ماكول آن را به فارسى قارچ و بشيرازى مردم عوام هيكل و بتركى كيلك و فطر و كماه اسم ماكول و غير ماكول آنست لاتين AGARICUS ESCULENTUS فرانسه CHAMPIGNON COMESTIBLE انگليسى MASHROOM فطراساليون تخم كرفس كوهى بود و آن دانهء سياه طولانىشكل بود و طبيعت وى گرم و خشك بود در سيوم و قوت وى زايده از بستانى بود و بدل آن دو وزن آن تخم كرفس بود و جالينوس گويد بدل آن نيم وزن آن افسنتين بود صاحب مخزن الادويه مىگويد : فطراساليون بفتح فا لغت يونانيست و بتركى بطرسالى نامند لاتين APIUM GRAVEOLENS فرانسه ACHE DES MARAIS , CELERI SAUVAGE انگليسى AGE - CELERY فقيلاسوس فقلامينوس گويند و آن بخور مريم بود در تحفه بخور مريم را فقلانيوس ذكر كرده است فعوليون حنا بود و گفته شد فقع نوعى از كماة است بپارسى هكل گويند و آن در لب چاهها و اندرون چاه و كنار آبها رويد و آن سالم‌تر از فطر بود و طبيعت آن سرد و تر بود غليظ فقد تخم پنجنكشت بود و گفته شد فقاح الاذخر هر شكوفه و زهرى كه بود آن را فقح خوانند بهترين آن خوشبوى بود طبيعت آن گرم بود در اول و خشك بود در دويم خون حيض ببندد و مقدار مأخوذ از وى يك مثقال بود و نفث دم را نافع بود و طبيخ وى سنگ بريزاند و بول و حيض براند و بقراط گويد درد رحم و گرده و نزف دم و ورم سرد كه در جگر بود و معده سود دهد و اگر ادمان بوئيدن وى كنند سر را گران كند و خواب آورد و اسحق گويد مقلل خون بود و مصلح وى بازرد است و بدل وى قصب الذريره بود فقاح السورنجان اصابع هرمس بود و گفته شد